قدیم یول

قدیم یول

پایگاه علمی و پژوهشی معارف اسلامی
کتابخانه / بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه / بخش 1: بدعت در لغت / بخش 2: بدعت در کتاب مقاییس اللغه ابن فارس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

بخش 2: بدعت در کتاب مقاییس اللغه ابن فارس

بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه

فایل صوتی برای این بخش ثبت نشده است

بدعت در کتاب مقاییس اللغه ابن فارس (متوفای395):
(بَدَعَ) الْبَاءُ وَالدَّالُ وَالْعَيْنُ أَصْلَانِ: أَحَدُهُمَا ابْتِدَاءُ الشَّيْءِ وَصُنْعُهُ لَا عَنْ مِثَالٍ، وَالْآخَرُ الِانْقِطَاعُ والْكَلَالُ.
ریشه بدعت از بدع است که بر دو اصل دلالت دارد یکی اول یک شیئ و ساخت آن شیئ بدون اینکه قبلا نمونه ای از آن بوده باشد و دیگری فروماندگی و درماندگی را میرساند.
فَالْأَوَّلُ قَوْلُهُمْ: أَبْدَعْتُ الشَّيْءَ قَوْلًا أَوْ فِعْلًا: إِذَا ابْتَدَأْتُهُ لَا عَنْ سَابِقِ مِثَالٍ. مقاييس اللغة (1/ 209)
مثال اول اینکه عرب گویند: ابدعت الشیئ چه سخن باشد و جه عمل و این را وقتی میگویند که سخنی یا عملی را شروع کنی که قبلا همانندی برای آن نبوده باشد.
وَالْأَصْلُ الْآخَرُ قَوْلُهُمْ: أُبْدِعَتِ الرَّاحِلَةُ: إِذَا كَلَّتْ وَعَطِبَتْ. مقاييس اللغة (1/ 210)
مثال اصل دیگر اینکه گفته میشود: أُبْدِعَتِ الرَّاحِلَةُ وقتی که مرکب درمانده و هلاک شود.

تفسیر