بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه
بدعت در کتاب المغرب في ترتيب المعرب اثر ابوالفتح ناصرالدين مطرزى (متوفى610ق) (ص: 37)
(ب د ع) : (الْبِدْعَةُ) اسْمٌ مِنْ ابْتَدَعَ الْأَمْرَ إذَا ابْتَدَأَهُ وَأَحْدَثَهُ
بدعت: اسم است از ابتدع الامر وقتی آن را شروع کند و ازنوپیدا کند.
كَالرِّفْعَةِ اسْمٌ مِنْ الِارْتِفَاعِ وَالْخِلْفَةِ مِنْ الِاخْتِلَافِ
همچنانکه رفعه اسم است از ارتفاع یافتن و خلفه اسم است از اختلاف
ثُمَّ غَلَبَتْ عَلَى مَا هُوَ زِيَادَةٌ فِي الدِّينِ أَوْ نُقْصَانٌ مِنْهُ
بعد این اسم تغلیب کرده شده بر هر امری که زیادتی یا نقصانی در دین باشد به آن بدعت گفته اند.
(وَفِي) حَدِيثِ نَاجِيَةَ مَاذَا أَصْنَعُ بِمَا أُبْدِعَ عَلَيَّ مِنْهَا الِاسْتِعْمَالُ.
و در حدیث ناجیه چنین آمده است: با آنچه بر ضرر من هلاک شده است چه کنم؟
رسول الله ص فردی را همراه با شانزده شتر به حج فرستاد و دستور داد آن را به حج مکه برساند و آن مرد سوال کرد: آنچه را که از استفاده افتاد چه کنم؟ و رسول الله ص فرمودند: سرش را ببر و با خونش به نعلین را آغشته کن و بر کوهانش بگذار و تو و همراهانت از آن نخورید. تحفة الأبرار شرح مصابيح السنة (2/ 163)
أُبْدِعَ بِفُلَانٍ إذَا انْقَطَعَتْ رَاحِلَتُهُ عَنْ السَّيْرِ لِكَلَالٍ أَوْ عَرَجٍ.
ابدع بفلان گفته میشود وقتی مرکب وی از سیر باز ایستد به سبب درماندگی یا لنگیدن مرکب.
وَلَوْ رُوِيَ بِمَا أَبْدَعَتْ مَبْنِيًّا لِلْفَاعِلِ لَصَحَّ لِأَنَّ الْكِسَائِيَّ قَالَ أَبْدَعَتْ الرِّكَابُ إذَا كَلَّتْ وَعَطِبَتْ كَأَنَّهَا أَحْدَثَتْ أَمْرًا بَدِيعًا.
اگر ابدع را به صیغه معلوم روایت میشد باز صحیح بود زیرا کسائی گوید: ابدعت الرکاب گفته میشود وقتی که درمانده و هلاک شود گویا که امری عجیب پدیدآورده باشد.