قدیم یول

قدیم یول

پایگاه علمی و پژوهشی معارف اسلامی
کتابخانه / بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه / بخش 1: بدعت در لغت / بخش 5: بدعت در کتاب لسان العرب ابن منظور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

بخش 5: بدعت در کتاب لسان العرب ابن منظور

بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه

فایل صوتی برای این بخش ثبت نشده است

بدعت در کتاب لسان العرب ابن منظور (متوفای711)
لسان العرب (8/ 6)
ابن منظور بعد از بیان معانی بدع که در کتب قبلی بیان داشتیم چنین ادامه میدهد:
وَفِي حَدِيثِ عُمَرَ، رَضِيَ الله عنه، فِي قِيام رمضانَ: نِعْمتِ البِدْعةُ هَذِهِ.
و در روایت عمر رض در مورد بر پا داشتن شب رمضان به عبادت چنین فرموده اند: چه نیکوست این بدعتی که کرده ایم.
ابْنُ الأَثير: البِدْعةُ بدْعتان: بدعةُ هُدى، وبدْعة ضَلَالٍ، فَمَا كَانَ فِي خِلَافِ مَا أَمر اللَّهُ بِهِ وَرَسُولُهُ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَهُوَ فِي حَيِزّ الذّمِّ والإِنكار، وَمَا كَانَ وَاقِعًا تَحْتَ عُموم مَا ندَب اللهُ إِليه وحَضّ عَلَيْهِ أَو رسولُه فَهُوَ فِي حيِّز الْمَدْحِ،
ابن اثیر بدعت را دو نوع میداند: یکی بدعت هُدی و دیگری بدعت گمراهی پس مساله ای که بر خلاف امر الله و رسولش باشد پس آن بدعت مذموم است و مورد انکار و اگر مساله ای باشد که تحت حکم عمومی آنچه الله تعالی به آن دعوت و تشویق کرده باشد و یا رسولش چنین نموده باشد پس این موارد در تحت موارد ممدوح و پسندیده است.
وَمَا لَمْ يَكُنْ لَهُ مِثال مَوْجُودٌ كنَوْع مِنَ الجُود وَالسَّخَاءِ وفِعْل الْمَعْرُوفِ فَهُوَ مِنَ الأَفعال الْمَحْمُودَةِ، وَلَا يَجُوزُ أَن يَكُونَ ذَلِكَ فِي خِلَافِ مَا وَرَدَ الشَّرْعُ بِهِ لأَن النَّبِيَّ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَدْ جَعَلَ لَهُ فِي ذَلِكَ ثَوَابًا فَقَالَ:
مَن سَنَّ سُنّة حسَنة كَانَ لَهُ أَجرُها وأَجرُ مَن عَمِلَ بِهَا
، وَقَالَ فِي ضِدِّهِ:
مَن سَنَّ سُنّة سَيئة كَانَ عَلَيْهِ وِزْرها ووِزْر مَن عَمِلَ بِهَا
، وَذَلِكَ إِذا كَانَ فِي خِلَافِ مَا أَمر اللَّهُ بِهِ وَرَسُولُهُ، قَالَ: وَمِنْ هَذَا النَّوْعِ قَوْلُ
عُمَرَ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: نعمتِ البِدْعةُ هَذِهِ

، لَمَّا كَانَتْ مِنْ أَفعال الْخَيْرِ وَدَاخِلَةً فِي حَيِّزِ الْمَدْحِ سَمّاها بِدْعَةً ومدَحَها لأَنَّ النَّبِيَّ، صَلَّى اللَّهُ عليه وسلم، لم يَسُنَّها لَهُمْ، وإِنما صلَّاها لَيالِيَ ثُمَّ تَرَكَهَا وَلَمْ يُحَافِظْ عَلَيْهَا وَلَا جَمَعَ النَّاسَ لَهَا وَلَا كَانَتْ فِي زَمَنِ أَبي بَكْرٍ وإِنما عُمَرُ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، جَمَعَ الناسَ عَلَيْهَا وندَبهم إِليها فَبِهَذَا سَمَّاهَا بِدْعَةً، وَهِيَ عَلَى الْحَقِيقَةِ سنَّة لِقَوْلِهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ،
عَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الخُلفاء الرَّاشِدِينَ مِنْ بَعْدِي
،
وَقَوْلُهُ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: اقْتَدُوا بِاللَّذَيْنِ مِنْ بَعْدِي: أَبي بَكْرٍ وَعُمَرَ
و آنچه از کردار که قبلا نمونه ای مثل آن یافت نشود مثل نوعی بخشندگی و سخاوت و انجام عمل نیک پس این از زمره ی افعال پسندیده است و روا نیست که این را از جمله ی موارد خلاف آنچه بر آن وارد شده است، قرار دهیم زیرا رسول الله ص برای آن ثواب ذکر نموده است و فرموده است:
هرکس طریقه ی نیکی را وضع کند و منهج قرار دهد، پس ثواب آن عمل برای وی ثابت است و همچنین ثواب کسانی که به آن عمل میکنند و در ضد و مقابل آن نیز فرموده اند: هرکس طریقه پلیدی را وضع کند و منهج قرار دهد پس گناه آن عمل برای وی ثابت است و همچنین گناه کسانی که به آن عمل میکنند.
و این در مواردی است که بر خلاف امر الله و رسولش باشد.
و گفت از این نوع است قول عمر رض که فرمودند: نعمت البدعه هذه
زیرا وقتی این عمل (تراویح) از افعال خیر بود و داخل در حیز مدح پس آن را بدعت نامید و مدح نمود چراکه رسول الله ص این (تروایح)را سنت قرار ندادند و فقط چند شب خواندند و بعد ترک کردند و مردم را نیز برای آن جمع نکردند و بر آن مدوامت نورزیدند و در زمان حضرت ابوبکر نیز نبوده است و این عمر بود که مردم را برای خواندن آن جمع کرد و دعوت کرد برای همین آن را بدعت نامید و در حقیقت سنت است زیرا رسول الله ص فرموده اند: بر شما لازم است که سنت خلفای راشدین بعد من را تبعیت کنید و فرمایش رسول الله ص است که میفرماید: اقتدا کنید به دو نفری که بعد من میآیند یعنی ابوبکر و عمر.
، وَعَلَى هَذَا التأْويل يُحمل الْحَدِيثُ الآخَر:
كلُّ مُحْدَثةٍ بِدْعَةٌ
، إِنما يُرِيدُ مَا خالَف أُصولَ الشَّرِيعَةِ وَلَمْ يُوَافِقِ السُّنَّةَ، وأَكثر مَا يُسْتَعْمَلُ المُبْتَدِعُ عُرْفاً فِي الذمِّ.
و حدیث دیگری که در مورد بدعت وارد شده را بر این تاویل ما حمل کرده میشود:
متن حدیث: كلُّ مُحْدَثةٍ بِدْعَةٌ
هر نوپیدایی بدعت است و منظور حدیث نوآوری است که مخالف اصول شریعت باشد و با سنت موافق نباشد و در عرف اکثرا بدعت را بر بدعت مذمومه میگیرند.

تفسیر