بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه
الحمد لله و الصلوات و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین:
أما بعد، فإن خير الحديث كتاب الله، وخير الهديِ هديُ محمد، وشر الأمور محدَثاتها، وكل بدعة ضلالة
بدعت در آیات قرآن و بیان آن در تفاسیر اهل سنت:
از دیر باز در محافل دینی بحث بدعت و دوری از آن به گرمی مطرح بوده است و علمای معاصر گاه در بدعت نامیدن – به معنی در دین مردود بودن- اعمال شرعی راه افراط را رفته و ناخواسته نهی از معروف کرده اند و در طرف مقابل بعضی نیز راه تفریط را پیش گرفته و هر عملی را که خود فکر میکنند برای دین سودمند است- بدون تایید شرع- بعنوان بدعت حسنه مطرح کرده و در ترویج آن هیچ حد و مرزی قائل نشدند حال نوشته ی حاضر بر آن است تا بدعت را از منظر لغوی که در بخش اول گذشت و از منظر تفسیری با استفاده از تفاسیر معتبر اهل سنت، بیان دارد و در بخشهای بعدی ان شاء به بدعت در روایات و شروح آن بیان خواهد شد و بعد از آن در اقوال فقهاء نیز سری خواهیم زد.
بدعت در آیات قرآن:
کلماتی که از ریشه بدع در قرآن وارد شده است در در چهار آیه میباشد به ترتیب ذیل:
{بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (117)} [البقرة: 117]
{ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (101) } [الأنعام: 101]
{ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ} [الحديد: 27]
{قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ} [الأحقاف: 9]
بیان آیه 117 بقره
بدع: به فتح باء و سکون دال، ظاهر کردن و پیدا کردن چیزی که قبل از آن، برای خلق و یادکرد و شناختی نبوده است.
اینکه گفته میشود الله تعالی بدیع آسمانها و زمین است یعنی اینکه آنها را ابداع کرده است و این دو قبل اینکه الله تعالی آن دو را ابداع کند، چیزی نبوده اند که به خیالِ خیالپردازی برسد.
و بدعت به کسر باء، اسم چیزی است که ابداع کرده میشود چه دینی و چه غیر دینی و میگوییم: لقد جئت بأمرٍ بديع، امر بدیعی را آورده ای یعنی چیزی جدید و عجیب است.
(بَدَعَ) الْبَاءُ وَالدَّالُ وَالْعَيْنُ أَصْلَانِ: أَحَدُهُمَا ابْتِدَاءُ الشَّيْءِ وَصُنْعُهُ لَا عَنْ مِثَالٍ، وَالْآخَرُ الِانْقِطَاعُ والْكَلَالُ.
ریشه بدعت از بدع است که بر دو اصل دلالت دارد یکی اول یک شیئ و ساخت آن شیئ بدون اینکه قبلا نمونه ای از آن بوده باشد و دیگری فروماندگی و درماندگی را میرساند.
فَالْأَوَّلُ قَوْلُهُمْ: أَبْدَعْتُ الشَّيْءَ قَوْلًا أَوْ فِعْلًا: إِذَا ابْتَدَأْتُهُ لَا عَنْ سَابِقِ مِثَالٍ. مقاييس اللغة (1/ 209)
مثال اول اینکه عرب گویند: ابدعت الشیئ چه سخن باشد و جه عمل و این را وقتی میگویند که سخنی یا عملی را شروع کنی که قبلا همانندی برای آن نبوده باشد.