قدیم یول

قدیم یول

پایگاه علمی و پژوهشی معارف اسلامی
کتابخانه / بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه / بخش 2: بدعت در آیات قرآن و تفسیر / بخش 7: بدعت در تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

بخش 7: بدعت در تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)

بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه

فایل صوتی برای این بخش ثبت نشده است

قرطبی (متوفای ۶۷۱) در کتاب الجامع لاحکام القرآن) در بیان آیه ی 117 سوره مبارکه بقره چنین گوید:‌
در این آیه ۶ مسأله مطرح است.
-که دو مسأله اولی مربوط به بحث بدعت است فقط همین دو مساله که به مبحث ما مربوط میشود در این مقال بیان میشود-
۱ در مورد صیغه ی کلمه ی بدیع که بر وزن فعیل از صیغه های مبالغه است.
و معنی آیه چنین است که الله تعالی ایجاد کننده و ابداع کننده و اختراع کننده آنها است بدون اینکه قبلاً نقشه ای بوده یا نمونه ای از آن بوده باشد.
پس هرکس آنچه را که قبلاً نبوده و مثالی نداشته را بیاورد، به وی مبدع گویند و برای همین اصحاب البدع گفته می‌شود

و بدعت را بدعت نامیده شده است زیرا این بدعت از خودش در آورده است بدون اینکه فعل یا قول امامی بر آن بوده باشد و در بخاری آمده است (نعمت البدعه هذه) یعنی چه نیکوست این بدعت یعنی قیام رمضان

مسأله دوم؛
بدعت صادره از مخلوق است که دو حالت دارد یکی اینکه دارای اصل شرعی، است یا دارای اصل شرعی، نیست.
اگر دارای اصل شرعی است پس این بدعت از زمره ی اعمالی است که الله تعالی به آن دعوت کرده و رسولش را به آن مخصوص گردانده است و جزو امور ممدوح قرار دارد.
اگر قبلاً مثالی برای آن نباشد مثلا جوانمردی و سخاوت و انجام عمل معروف - نیک شرعی- پس انجام این فعل نیز تحت حکم پسندیده ی شرعی است هرچند که فاعل آن اولین در این عمل نباشد.
‌و موید این کلام گفتار حضرت عمر است که فرمودند: نعمت البدعه هذه
زیرا از افعال خیر است و در حیز مدح قرار دارد و این عمل (قیام رمضان) را هرچند که رسول الله ص انجام داده اند ولی آن را ترک کرده و بر آن مداومت نورزیدند و مردم را بر آن جمع نکرده اند پس مداومت حضرت عمر و جمع کردن مردم بر آن و دعوت به آن، بدعت است ولی بدعتی ستوده شده و ممدوح است.

و اگر بدعت بر خلاف اوامر الله و رسولش باشد پس در حیز نکوهش است.
خطابی و غیر ایشان در همین معنا بیان داشته اند.
قرطبی ادامه میدهد: من گویم که این معنای فرمایش رسول الله ص است که فرمودند؛
شَرُّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا، وكُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ.
منظور بدعتی است که با قرآن و سنت و یا با افعال صحابه موافق نباشد و این معنا را در این حدیث نیز بیان داشته اند؛
: مَنْ سَنَّ فِي الإِسْلامِ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا بَعْدَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ وَمَنْ سَنَّ فِي الإِسْلامِ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ بَعْدِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَيْءٌ.
ترجمه:

هرکس در اسلام راهی نیک را پایه گذاری کند، پس برای وی اجر آن عمل و آخر کسانیکه بعد وی بدان عمل می‌کنند، ثابت است بدون اینکه از اجر عمل کنندگان کم کرده شود و هرکس در اسلام راهی بد و گناه را پایه گذاری کند بر وی گناه آن عمل و گناه عمل کنندگان بر وی ثابت است بدون اینکه از گناه عمل کنندگان کم شود.
این حدیث اشاره دارد بر اصل این مبحث یعنی مرزهای بین بدعت حسنه و سیئه مشخص میکند.
‌

نتیجه گیری:
1-بدعت چیزی است که در قبل نمونه ای نداشته باشد و میتواند حسنه یا سیئه باشد.
2-کسیکه یک امر شرعی همانند سخاوت بسیار و عبادت بسیار داشته باشد مورد تایید شرع است.
3-اگر کسی امر شرعی را با عمل به آن بین مردم رواج دهد و باعث عمل مردم به آن گردد، برای ی ثواب عمل کنندگان میرسد.

تفسیر