قدیم یول

قدیم یول

پایگاه علمی و پژوهشی معارف اسلامی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

بخش 1: مقدمه

بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه

فایل صوتی برای این بخش ثبت نشده است

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلَامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ(.
در مطالب قبلی بحث بدعت را با بررسی آن در کتب لغت آغاز کردیم و بعد اقوال مفسرین را در مورد بدعت که در آیات مربوط به آن پرداخته بودند را عرضه کردیم سپس به روایات وارد شده از رسول الله ص در این موضوع رسیدیم و اینکه رسول الله ص با توجه به حساسیتی که به موضوع بدعت داشتند، تقریراتی داشتند و در این تقریرات اگر صحابه ای افراط میکرد وی را به تعادل دعوت میکردند و یا وقتی دعایی را از فردی میشنیدند، ارزش آن دعا را برای دیگران بیان میداشتند و صحابه نیز برای انجام یک عبادت شرعی لزومی نمیدیدند که از رسول الله ص اجازه بگیرند و معلوم شد که نماز و روزه و دعا و قرائت قران که جزو عبادات شرعی هستند در مقدار آن نیازی به این نیست که از رسول الله ص اجازه گرفته شود. برای نمونه این بود که اصحاب رسول الله ص بعد نماز عشاء مشغول تلاوت قرآن شده به طوری که یکی از آنها قرائت میکرد و دیگران گوش میدادند و رسول الله ص وقتی از این قضیه با خبر شدند، فرمودند: سپاس الله را که در بین امتش، چنین افرادی را قرار داده است.
پس معلوم شد که آن افرادی که در مورد فلان وقت و یا فلان مکان، نماز یا روزه یا قرائت قرآن و دعا را که نهی شرع وارد نشده است، بدعت مینامند از منظور شرع بدور افتاده اند و باشد که تامل کنند.
از آنجا که صحابه ی کرام نوآوری نمیکردند میتوان ادعا نمود که در بین آنان بدعت مذموم رخ نداده است و برای همین برای نشان دادن نمونه های از بدعت مذموم در مطلب بر آن شدیم تا از بین تابعین و ما بعد آن که مجتهدین و صاحب نظران شرع، به بدعت بودن آن اذعان کرده اند، اشاره ای داشته باشیم.
نکته: در گذشته وقتی بدعت گفته میشد منظور همان بدعت مردود و مذموم است و اگر موردی میبود که با شرع مخالفتی ندارد و مردم بدعت میپنداشتند با قید چه خوش بدعتی است، بیان میداشتند.
در این مطلب بنا داریم تا مسائلی را که مردم فکر میکردند مساله ی پسندیده ای است ولی علمای صاحب نظر آن را رد میکردند، نگاهی داشته باشیم.
و بعنوان مقدمه قولی از حضرت امام شافعی در مورد بدعت ذکر میشود:
امام شافعی میگفت: بدعت دو نوع است یکی بدعت محمود و پسندیده و دیگری بدعت مذموم پس هرآنچه موافق سنت باشد پسندیده است و آنچه مخالف سنت باشد، مذموم است و به قول حضرت عمر در مورد تراویح استدلال کرد که گفته بود: چه نیکو بدعتی است این. حلية الأولياء وطبقات الأصفياء (9/ 113)

تفسیر