بدعت در لغت و تفسیر و روایت و فقه
مساله ششم: چند نمونه از اموری که در زمان سلف صالح بدعت شمرده شده اند:
الف: بدعت در سوال:
از اعمش و مغیره گفتند که ابراهیم میگفت: کسیکه از دیگری میپرسد که آیا تو مومن هستی؟ این بدعت است.( الإبانة الكبرى لابن بطة،2/ 883شماره روايت: 1217)
از ابوحفص در مورد بدعت پرسیدند و جواب داد: تعدی و از حد گذشتن در احکام و سهل انگاری سنتها و تبعیت از اهوا و ترک اقتدا و ترک تعبیت. جمع الجيوش والدساكر على ابن عساكر (ص: 97) 95
از امام شافعی آمده است: در عراق عملی را پشت سر خود گذاشتم که آن را تغبیر مینامند که این را زندیقها بنا نهاده اند تا از قرآن مشغول بدارند. (الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر للخلال، 72)
از ابو عبدالله: تغبیر بدعت است.(الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر للخلاللإ 71)
از ابوعبدالله در مورد تغبیر سوال شد و ایشان آن مکروه داشتند و از آن هی کردند. (الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر للخلال، 71)
تغبیر: مردم بعد نماز با صدای بلند کلمه ی توحید را میگفتند.
امام اعظم ابوحنیفه: جهر به تکبیر بدعت است زیرا تکبیر ذکر است و سنت در ذکر اخفاء است و این اصل بدون وجود مخصص شرعی ترک کرده نشود. (بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع (1/ 196))
از محمد بن سيرين: صحابه قرائت های با لحن را بدعت میدانستند. (سنن الدارمي (4/ 2194) 3546 )