قدیم یول

قدیم یول

پایگاه علمی و پژوهشی معارف اسلامی
کتابخانه / ترجمه فارسی شاطبیه / جلد اول کتاب شاطبیه / باب إدغام الحرفين المتقاربين في كلمة وفي كلمتين [132 - 157]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

باب إدغام الحرفين المتقاربين في كلمة وفي كلمتين [132 - 157]

ترجمه فارسی شاطبیه

فایل صوتی برای این بخش ثبت نشده است

132 - وإن كلمة حرفان فيها تقاربا ... فإدغامه للقاف في الكاف مجتلى
و اگر در یک کلمه دو حرف متقارب المخرج بیایند.... پس در این صورت ادغام قاف در کاف آشکار است
133 - وهذا إذا ما قبله متحرّك ... مبين وبعد الكاف ميم تخلّلا
و این وقتی است که ماقبلش متحرک باشد..... آشکار است وبعد از کاف میم جمع آمده باشد.
134 - كيرزقكم واثقكم وخلقكم ... وميثاقكم أظهر ونرزقك انجلا
مثل یرزقکم و واثقکم و خلقکم...... و میثاقکم ظاهر کرده شود و نرزقک نیز باید اظهار شود.
135 - وإدغام ذي التّحريم طلّقكنّ قل ... أحقّ وبالتّأنيث والجمع أثقلا
ادغام سوره تحریم طلقکن بگو.... اولی است و این بخاطر تانیث و جمع از میم ثقیلتر است.
136 - ومهما يكونا كلمتين فمدغم ... أوائل كلم البيت بعد على الولا
و هر وقت در دو کلمه باشند پس مدغم است..... حروفی که در اوائل کلمات بیت بعدی ذکر میشود به ترتیب.
137 - شفا لم تضق نفسا بها رم دواضن ... ثوى كان ذا حسن سأى منه قد جلا.
بیت بعدی همین است: : الشين واللام والتاء والنون والباء والراء والدال والضاد والثاء والكاف والذال والحاء والسين والميم والقاف والجيم.
138 - إذا لم ينوّن أو يكن تا مخاطب ... وما ليس مجزوما ولا متثقّلا
وقتی است که تنویندار نباشند و یا تا مخاطب هم نباشد.... و مجزوم و مشدد هم نباشند.
139 - فزحزح عن النّار الّذي حاه مدغم ... وفي الكاف قاف وهو في القاف أدخلا
زحزح عن النار (ح در ع) که حاءش مدغم خوانده شود... و کاف در قاف ادغام شود و کاف به قاف داخل کرده شود.
140 - خلق كلّ شيء لك قصورا وأظهرا ... إذا سكن الحرف الّذي قبل أقبلا
در خلق کل قاف در کاف ادغام شود و در لک قصورا کاف در قاف ادغام شود و اظهار شود.... وقتی که حرف قبل از آن ساکن باشد.
141 - وفي ذي المعارج تعرج الجيم مدغم ... ومن قبل أخرج شطأه قد تثقّلا
و در سوره معارج جیم تعرج در تاء مدغم است... و قبل از آن جیم اخرج در شین شطأه مدغم است.
142 - وعند سبيلا شين ذي العرش مدغم ... وضاد لبعض شأنهم مدغما تلا
شین ذی العرش در سین سبیلا مدغم است... و شاد بعض در شین شأن(لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ) مدغم خوانده شده است.
143 - وفي زوّجت سين النّفوس ومدغم ... له الرّأس شيبا باختلاف توصّلا
در النُّفُوسُ زُوِّجَتْ سین در زاء مدغم است و مدغم بودن... سین الراس در شین شیبا اختلافی است.
144 - وللدّال كلم ترب سهل ذكا شذا ... ضفا ثم زهد صدقه ظاهر جلا
و دال به حروف اوادل این کلمات ادغام شود: ت س ذ ش... ض ث ز ص ظ ج.
145 - ولم تدغم مفتوحة بعد ساكن ... بحرف بغير التّاء فاعلمه
و ادغام نشود اگر دال مفتوح باشد ماقبلش ساکن... در حروفی غیر از تاء پس بدان که در تا با این وجود نیز ادغام شود.
146 - وفي عشرها والطّاء تدغم تاؤها ... وفي أحرف وجهان عنه تهلّلا
و در ده حرفش باضافه طاء ت ادغام میشود... و در حرفهایی نیز دو وجه از تا آشکار شده است.
147 - فمع حمّلوا التّوراة ثمّ الزّكاة قل ... وقل آت ذا ذال ولتأت طائفة علا
پس در (ة) التوراة و ة الزکاة (مدغم)بگو ... و بگو آت ذا (مدغم) . ولتات طائفة نیز همینطور.
148 - وفي جئت شيئا أظهروا لخطابه ... ونقصانه والكسر الادغام سهّلا
و در جئت شیئا اظهار کرده اند بخاطر حرف خطاب بودنش.... و نقصان در حروفش و بخاطر مکسور بودنش ادغام کردند تا تسهیل شود.
149 - وفي خمسة وهي الأوائل ثاؤها ... وفي الصّاد ثمّ السّين ذال تدخّلا
و در پنج این حروف و آن اوائل است ثاءی آن ادغام شود... و در صاد و سین، ذال ادغام شود.
150 - وفي اللّام راء وهي في الرّا وأظهرا ... إذا انفتحا بعد المسكّن منزلا
و راء در لام ادغام شود و لام در راء و اظهار کرده شوند... وقتی که مفتوح باشند و ماقبلشان ساکن.
151 - سوى قال ثمّ النّون تدغم فيهما ... على إثر تحريك سوى نحن مسجلا
به غیر از قال که با وجود مفتوح و ماقبل ساکن بودن باز ادغام میشود سپس نون در راء و لام ادغام شود..... در پی متحرکی بیاید به غیر از نون نحن که با وجود متحرک نبودن ماقبلش باز ادغام میشود.
152 - وتسكن عنه الميم من قبل بائها ... على إثر تحريك فتخفى تنزّلا
از سوسی روایت است ساکن کردن میم اگر قبلش باء باشد... در پی متحرک پس اخفائی حاصل شود.
153 - وفي من يشاء با يعذّب حيث ما ... أتى مدغم فادر الأصول لتأصلا
باء یعذب در میم من یشاء هر جا باشد... مدغم شود پس دریاب آنچه از اصول برایت گفتم تا اصلی باشد برای رجوع به آن.
154 - ولا يمنع الإدغام إذ هو عارض ... إمالة كالأبرار والنّار أثقلا
ادغام عارض شده منع نمیکند از ... امالة مثل الابرار النار که ثقیل هستند.
155 - وأشمم ورم في غير باء وميمها ... مع الباء أو ميم وكن متأمّلا
اشمام کن و روم کن در غیر باء و میمش... همراه باء یا میم و تامل کن.
به غیر از این صور: باء با باء مثل: نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا. و باء با ميم مثل: يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ، ميم با ميم : يَعْلَمُ ما. الميم با الباء مثل: أَعْلَمُ بِكُمْ
156 - وإدغام حرف قبله صحّ ساكن ... عسير وبالإخفاء طبّق مفصلا
و ادغام حرفی که قبلش حرف صحیح ساکن باشد.... سخت است و ادغام با اخفاء باشد صحیح و مطابق آید.
157 - خذ العفو وأمر ثمّ من بعد ظلمه ... وفي المهد ثمّ الخلد والعلم فاشملا
مثل خذ العفو وامر بالعرف و مثل من بعد ظلمه... و مثل فی المهد صبیا و مثل دار الخلد جزاءا پس شامل این قاعده که گفتم هستند.

تفسیر