قدیم یول

قدیم یول

پایگاه علمی و پژوهشی معارف اسلامی
کتابخانه / ترجمه فارسی شاطبیه / جلد اول کتاب شاطبیه / باب فرش الحروف- سورة البقرة [445 - 545]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

باب فرش الحروف- سورة البقرة [445 - 545]

ترجمه فارسی شاطبیه

فایل صوتی برای این بخش ثبت نشده است

445 - وما يخدعون الفتح من قبل ساكن ... وبعد ذكا والغير كالحرف أوّلا
شامی و کوفیون وَمَا يَخْدَعُونَ را به فتح یاء که قبل از ساکن(خْ) است خوانده اند.....و دال بعدش را نیز به فتح خوانده اند و دیگران مانند کلمه ی اول (یعنی یخادعون) خوانده اند.
446 - وخفّف كوف يكذبون وياؤه ... بفتح وللباقين ضمّ وثقّلا
بِما كانُوا يَكْذِبُونَ را به بدون تشدید و به فتح یاء خوانده اند و باقی قراء به ضم یاء و تشدید ذال خوانده اند.
447 - وقيل وغيض ثمّ جيء يشمّها ... لدى كسرها ضمّا رجال لتكملا
و قیل و غیض و جیء را کسائی و هشام به اشمام خوانده اند....
448 - وحيل بإشمام وسيق كما رسا ... وسيء وسيئت كان راويه أنبلا
و حیل را باشمام خوانده ابن عامر و کسائی و سیق را ..... و سیء و سیئت را کسائی و نافع به اشمام خوانده اند.
449 - وها هو بعد الواو والفا ولامها ... وها هي أسكن راضيا باردا حلا
به اسکان هاءِ هو بعد از واو بیاید و فاء و لامش... و هاء هی را نیز ساکن خوان برای كسائي وقالون وأبي عمرو.
450 - وثمّ هو رفقا بان والضّمّ غيرهم ... وكسر وعن كلّ يملّ هو انجلا
و ثم هو را نیز به اسکان هاءش بخوان برای الكسائي وقالون و غیر آنان به هاء هو خوانده اند.... و کسر هی و از همه ی قراء ضم هو در یمل هو آشکار است.
451 - وفي فأزلّ اللّام خفّف لحمزة ... وزد ألفا من قبله فتكمّلا
و در فازل لام را بدون تشدید برای حمزه... و الفی قبل از لام اضافه کن تا کامل شود. یعنی فازال بخوان برای حمزه
452 - وآدم فارفع ناصبا كلماته ... بكسر وللمكّيّ عكس تحوّلا
و آدم را در فَتَلَقَّى آدَمُ را به رفع بخوان و کلمات را نصب بخوان... علامت نصبش کسر است و مکی عکس این را متحول کرده است.
453 - ويقبل الاولى أنّثوا دون حاجز ... وعدنا جميعا دون ما ألف حلا
وَلا يُقْبَلُ مِنْهای اول را به تاء تانیث خوانده اند ابن كثير وأبو عمرو..... وعدنا را همه بدون الف خوانده اند و ابوعمرو به الف خوانده است یعنی واعدنا.
454 - واسكان بارئكم ويأمركم له ... ويأمرهم أيضا وتأمرهم تلا
و به اسکان ئ در بارئکم و راء در یأمرکم برای ابوعمرو... و یأمرهم باز چنین است و تأمرهم را تلاوت کرده است.
455 - وينصركم أيضا ويشعركم وكم ... جليل عن الدّوريّ مختلسا جلا
و ینصرکم باز و یشعرکم و چه بسیار حاذقانی که ... از دوری اختلاس کسره و ضمه را آشکار کرده اند.
456 - وفيها وفي الأعراف نغفر بنونه ... ولا ضمّ واكسر فاءه حين ظلّلا
و نغفر در این سوره و در اعراف را به نون خوانده اند.... و ضم در آن نیست و کسر کن فاءش را برای أبو عمرو وابن كثير والكوفيون.
457 - وذكر هنا أصلا وللشّام أنّثوا ... وعن نافع معه في الاعراف وصّلا
و به صیغه ی مذکر بخوان برای نافع و برای ابن عامر به تانیث خواندند.... و از نافع به همراهش در اعراف را چنین وصل کرده اند.
458 - وجمعا وفردا في النّبيء وفي النّبو ... ءة الهمز كلّ غير نافع ابدلا
جمع و واحد در نبئ و در نبوءة..... همه ی قراء به همزه غیر از نافع که به یاء ابدال کرده اند.
459 - وقالون في الأحزاب في للنّبيّ مع ... بيوت النّبيّ الياء شدّد مبدلا
و در سوره احزاب در للنبی باضافه... بیوت النبی را به یاء مشدد ابدال کرده است.
460 - وفي الصّابئين الهمز والصّابئون خذ ... وهزؤا وكفؤا في السّواكن فصّلا
و در صابئین و صابئون به همزه بگیر (به غیر از نافع).... و هزءا و کفؤا را به اسکان تفصیل کرده است.
461 - وضمّ لباقيهم وحمزة وقفه ... بواو وحفص واقفا ثمّ موصلا
و برای باقیشان به ضم بخوان و حمزه در وقف ... به واو خواند و حفص در وقف و وصل به واو خواند.
462 - وبالغيب عمّا تعملون هنا دنا ... وغيبك في الثّاني إلى صفوه دلا
به غائب خوانده است عما تعملون را ابن کثیر.... و غائب خواندن در عماتعملون دوم از نافع وشعبة وابن كثير است.
463 - خطيئته التّوحيد عن غير نافع ... ولا يعبدون الغيب شايع دخللا
و خطیئته را مفرد خواند غیر از نافع.... و ولایعبدون را غائب خواندن از حمزة والكسائي وابن كثير در امورت داخل کرده اند.
464 - وقل حسنا شكرا وحسنا بضمّه ... وساكنه الباقون واحسن مقوّلا
و بگو حسنا به ضم ح و ... به سکون س برای باقیشان (به غیر از حمزة والكسائي) و این را به نیکی برسان و نقل کن.
465 - وتظّاهرون الظّاء خفّف ثابتا ... وعنهم لدى التّحريم أيضا تحلّلا
تظاهرون را به تخفیف ظاء بخوان برای عاصم وحمزة والكسائي.... و از انها در سوره تحریم باز جای گرفت به تخفیف خواندن.
466 - وحمزة أسرى في أسارى وضمّهم ... تفادوهمو والمدّ إذ راق نفّلا
و حمزه اسری خوانده است اساری را و ضم قراء ...تاء تفادوهم را و به مد (به فتح فاء و الف بعد فاء) وقتی که غنیمت میدهد. (از نافع والكسائي وعاصم)
467 - وحيث أتاك القدس إسكان داله ... دواء وللباقين بالضّمّ أرسلا
و هرجا که قدس آمد به سکون دال..... ابن کثیر خواند و برای بقیه به ضم ارسال شده است.
468 - وينزل خفّفه وتنزل مثله ... وننزل حقّ وهو في الحجر ثقّلا
و ینزل تخفیفش کن و تنزل مثل آن... و ننزل برای المكى والبصري و در سوره حجر مشدد خوانده شده است.
469 - وخفّف للبصري بسبحان والذي ... في الانعام للمكّي على أن ينزّلا
و تخفیف کن برای بصری در اسراء و آنچه در ... انعام هست برای مکی تخفیف کن تا نزال شوند.
470 - ومنزلها التّخفيف حقّ شفاؤه ... وخفّف عنهم ينزل الغيث مسجلا
و منزلها را به تخفیف خوانده اند ابن كثير وأبو عمرو وحمزة والكسائي... و تخفیف کن از طرف آنان ینزل الغیث را در حالیکه مسجل است.
471 - وجبريل فتح الجيم والرّا وبعدها ... وعى همزة مكسورة صحبة ولا
جبریل را به فتح جیم و راء و بعدش همزه ی مکسور بیاور برای حمزة والكسائي وشعبة
472 - بحيث أتى والياء يحذف شعبة ... ومكّيّهم في الجيم بالفتح وكّلا
هرکجا که بیاید و یاء را شعبه حذف کند... و مکی شان در جیم به فتح خواندن را وکالت کرده است.
473 - ودع ياء ميكائيل والهمز قبله ... على حجّة والياء يحذف أجملا
و ترک کن یاء میکائیل و همزه ی قبلش را ... برای حفص وأبو عمرو و یا حذف میشود حذفی جمیل.
474 - ولكن خفيف والشّياطين رفعه ... كما شرطوا والعكس نحو سما العلا
لکن الشیاطین را به تخفیف نون و رفع شیاطین... همچنانکه شرط کرده اند (ابن عامر وحمزة والكسائي) و عکس آن را بقیه خوانده اند.
475 - وننسخ به ضمّ وكسر كفى ونن ... سها مثله من غير همز ذكت إلى
و ننسخ را به ضم ن و کسر س خواند کفی (ابن عامر) و ننسها مانند آن بدون همزه خوانده اند ذکت الی(ابن عامر والكوفيون ونافع)
476 - عليم وقالوا الواو الاولى سقوطها ... وكن فيكون النّصب في الرّفع كفّلا
علیم و قالوا را به حذف واو اول خوانده است ابن عامر .... و کن فیکون را به نصب خوانده است.
477 - وفي آل عمران في الاولى ومريم ... وفي الطّول عنه وهو باللّفظ أعملا
و در آل عمران در اولی و در مریم... و در غافر از وی و او به لفظ عمل داده است.
478 - وفي النّحل مع يس بالعطف نصبه ... كفى راويا وانقاد معناه يعملا
و در نحل با یس با عطف نصب کرده اند... ابن عامر والكسائي و گردن نهاد معنایش تا عمل کند.
479 - وتسأل ضمّوا التّاء واللّام حرّكوا ... برفع خلودا وهو من بعد نفي لا
و تسأل را به ضم تا و حرکت رفع لام خوانده اند به غیر از نافع و لای لاتسأل حرف نفی است.
480 - وفيها وفي نصّ النّساء ثلاثة ... أواخر إبراهام لاح وجمّلا
و در این سوره و در نساء سه موضع ... دیگر ابراهام خوانده است هشام و جمال داده است
481 - ومع آخر الأنعام حرفا براءة ... أخيرا وتحت الرّعد حرف تنزّلا
وبه همراه آخر انعام و دو در سوره برائت... که آخرش میآیند و در سوره زیرین(بعد) رعد یکی را
482 - وفي مريم والنّحل خمسة أحرف ... وآخر ما في العنكبوت منزّلا
و در مریم ونحل در پنج موضع.... و آخر عنکبوت را
483 - وفي النّجم والشّورى وفي الذّاريات وال ... حديد ويروي في امتحانه الاوّلا
و در والنجم و الشوری و در ذاریات و حدید و در سوره امتحان اولی را اینگونه روایت کرده اند.
484 - ووجهان فيه لابن ذكوان هاهنا ... وو اتّخذوا بالفتح عمّ وأوغلا
و به دو وجه از ابن ذکوان مروی است در اینجا (سوره بقره)...واتخذوا را به فتح خ خوانده اند نافع والشامي و کوشش کرده اند.
485 - وأرنا وأرني ساكنا الكسر دم يدا ... وفي فصّلت يروى صفا درّه كلا
و ارنا و ارنی را به سکون یا کسر بخوان برای ابن كثير والسوسي.... و در فصلت به سکون راء السوسي وشعبة وابن كثير وابن عامر خوانده اند.
486 - وأخفاهما طلق وخفّ ابن عامر ... فأمتعه أوصى بوصّى كما اعتلا
و اخفاء کرده است (اختلاس) دوری از ابی عمرو و تخفیف کرده است ابن عامر.. فامتعه را و واوصی خوانده اند ابن عامر ونافع، وصی را .
487 - وفي أم يقولون الخطاب كما علا ... شفا ورءوف قصر صحبته حلا
در ام یقولون به خطاب خوانده اند ابن عامر وحفص وحمزة والكسائي و رؤوف را به قصر(حذف واو) خوانده اند شعبة وحمزة والكسائي و ابوعمرو
488 - وخاطب عمّا يعملون كما شفا ... ولام مولّيها على الفتح كمّلا
و به خطاب خوانده اند عمایعملون را شعبة وحمزة والكسائي... و لام مولیها را به فتح خوانده است ابن عامر.
489 - وفي يعملون الغيب حلّ وساكن ... بحرفيه يطّوّع وفي الطّاء ثقّلا
و در یعملون (که بعدش و من حیث خرجت است) را به غائب خواند ابوعمرو و ساکن است... دو کلمه یطوع و در طاء ثقل است یعنی به سکون عین و تشدید طاء خوانده اند حمزة والكسائي.
490 - وفي التّاء ياء شاع والرّيح وحّدا ... وفي الكهف معها والشّريعة وصّلا
و به جای تاء یاء خواندنشان شایع شد و ریاح را مفرد خوانده اند...و در کهف و الجاثية همچنین
491 - وفي النّمل والأعراف والرّوم ثانيا ... وفاطر دم شكرا وفي الحجر فصّلا
و در نمل و اعراف و روم در کلمه ی دوم(ریاح دوم را)....و در فاطر ابن کثیر و حمزه و کسائی و در حجر حمزه مفرد خوانده است.
492 - وفي سورة الشّورى ومن تحت رعده ... خصوص وفي الفرقان زاكيه هلّلا
و در سوره ی الشوری و در سوره بعد رعد .... غیر از نافع مفرد خوانده اند و در فرقان البزي وقنبل از ابن كثير مفرد خوانده اند.
493 - وأيّ خطاب بعد عمّ ولو ترى ... وفي إذ يرون الياء بالضّمّ كلّلا
و خطاب خوانده اند نافع و ابن عامر لوتری را ... و در اذ یرون یاء را به ضم خوانده است ابن عامر (به ضم تاج گذاری شده است)
494 - وحيث أتى خطوات الطّاء ساكن ... وقل ضمّه عن زاهد كيف رتّلا
هر کجا که بیاید خطوات طاءش ساکن است ... و بگو ضمش از حفص وقنبل وابن عامر والكسائي هر گونه که ترتیل شود.
495 - وضمّك أولى السّاكنين لثالث ... يضمّ لزوما كسره في ند حلا
مضموم خواندنت اول دو ساکن که سومینش دارای ضم لازم باشد(برای بقیه ی قراء) و به کسر خوانده اند حمزة وعاصم وأبو عمرو.
496 - قل ادعوا أو انقص قالت اخرج أن اعبدوا ... ومحظورا انظر مع قد استهزئ اعتلا
مثل قل ادعوا و اوانقص و قالت اخرج و ان اعبدوا... و محظورا انظر بهمراه قد استهزئ بزرگی یافته اند.
497 - سوى أو وقل لابن العلا وبكسره ... لتنوينه قال ابن ذكوان مقولا
به غیر از أو و قل(اوادعوا الرحمن و قل ادعوا) برای ابن العلاء که ضم خوانده است و به کسر خوانده است .. بخاطر تنوینش ابن ذکوان .
498 - بخلف له في رحمة وخبيثة ... ......
با خلاف از وی در رحمة و خبیثة......
498 - ............. ........ ... ورفعك ليس البرّ ينصب في علا
و لیس البر را رفع خوانی و حمزة وحفص به نصب خوانندش.
499 - ولكن خفيف وارفع البرّ عمّ في ... هما وموصّ ثقلة صحّ شلشلا
ولکن بدون تشدید است (در لکن البر) و بر را در اینصورت رفع بخوان در..... هر دو موضع و موص را شعبة وحمزة والكسائي مشدد خوانده اند و صحیح است که خفیف خوانده اند بقیه.
500 - وفدية نوّن وارفع الخفض بعد في ... طعام لدى غصن دنا وتذلّلا
فدیة را با تنوین و رفع کن جر بعد از آن در ... طعام نزد هشام وأبو عمرو والكوفيون وابن كثير .
یعنی فدیة با تنوین و رفع طعام برای هشام وأبو عمرو والكوفيون وابن كثير میباشد و برای بقیه بدون تنوین و جر طعام است.
501 - مساكين مجموعا وليس منوّنا ... ويفتح منه النّون عمّ وأبجلا
و مسکین را مساکین جمع بدون تنوین خواند.... و نونش مفتوج است نزد هشام و این کفایت کند.
502 - ونقل قران والقران دواؤنا ... وفي تكملوا قل شعبة الميم ثقّلا
و نقل کرد دوای ما (ابن کثیر) قرآن را قران و القران......و لتکملوا را بگو شعبه میمش را مشدد خوانده است.
503 - وكسر بيوت والبيوت يضمّ عن ... حمى جلّة وجها على الأصل أقبلا
و بیوت و البیوت را به ضم باء خوانده شود از .... حفص وأبو عمرو وورش بخاطر اینکه اصلش همین است.
504 - ولا تقتلوهم بعده يقتلوكمو ... فإن قتلوكم قصرها شاع وانجلا
و لاتقتلوهم که بعدش یقتلوکم است... فان قتلوکم را همه را به قصر (بدون الف) خواندن حمزة والكسائي مشهور و آشکار است.
505 - وبالرّفع نونه فلا رفث ولا ... فسوق ولا حقّا وزان محمّلا
و به رفع و تنوین بخوان فلارفث و لا .... فسوق را حقا برای ابن كثير وأبو عمرو و زینت داد کسی که این را روایت کرده است.
506 - وفتحك سين السّلم أصل رضى دنا ... وحتّى يقول الرّفع في اللّام أوّلا
به فتح خواندن سین فی السلم اصلی است که رضا به آن نزدیک شده است(نافع والكسائي وابن كثير).... و حَتَّى يَقُولُ را به رفع خوانده است نافع.
507 - وفي التّاء فاضمم وافتح الجيم ترجع ال ... أمور سما نصّا وحيث تنزّلا
و تاء را ضم کن و جیم را به فتح در ترجع ال... امور نافع وابن كثير وأبو عمرو وعاصم به صراحت هر کجا که بیاید.
508 - وإثم كبير شاع بالثّا مثلّثا ... وغيرهما بالباء نقطة اسفلا
و اثم کبیر ر اکثیر خواندن شایع گشت از حمزة والكسائي.... و غیر آنها به کبیر به نقطه ی زیرین خوانده اند.
509 - قل العفو للبصريّ رفع وبعده ... لأعنتكم بالخلف أحمد سهّلا
و قل العفو را برای بصری به رفع بخوان و بعدش... لاعنتکم با خلاف از أحمد البزى به تسهیل خوانده است.
510 - ويطهرن في الطّاء السّكون وهاؤه ... يضمّ وخفّا إذ سما كيف عوّلا
و یطهرن به سکون طاء و هاء... مضموم و تخفیف وقتی بلندی یابد هر کجا که باشد خوانده اند اهل سما (نافع وابن كثير وأبو عمرو وعاصم) وابن عامر وحفص.
511 - وضمّ يخافا فاز والكلّ أدغموا ... تضارر وضمّ الرّاء حقّ وذو جلا
به ضم یاء یخافا خوانده است حمزه و کل قراء ادغام کرده اند... تضارّ را و راء را مضموم خوانده است ابن كثير وأبو عمرو و این آشکار است.
512 - وقصر أتيتم من ربا وأتيتمو ... هنا دار وجها ليس إلّا مبجّلا
َما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً را به قصر خوانده است و همینطور سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ... در این سوره (بقره) ابن کثیر دلیلی که جز تعظیم راهی ندارد.
513 - معا قدر حرّك من صحاب وحيث جا ... يضمّ تمسّوهن وامدده شلشلا
قدر را متحرک(به فتح) کن از طرف ابن ذكوان وحفص وحمزة والكسائي و هر کجا که آمد... تمسوهن را به ضم و مد (به الف بعد از میم)بخوان برای حمزة والكسائي.
514 - وصيّة ارفع صفو حرميّه رضى ... ويبصط عنهم غير قنبل اعتلا
وصیة را رفع کن برای شعبة و نافع وابن كثير والكسائي.... یبصط خواندن آنها به غیر از قنبل بزرگی یافت.
515 - وبالسّين باقيهم وفي الخلق بصطة ... وقل فيهما الوجهان قولا موصّلا
و باقی قراء به سین و در الخلق بصطه.... و بگو در این دو موضع دو وجه از ابن ذکوان رسیده است.
516 - يضاعفه ارفع في الحديد وهاهنا ... سما شكره والعين في الكلّ ثقّلا
یضاعفه را رفع کن در سوره حدید و در اینجا.... نافع وابن كثير وأبو عمرو وحمزة والكسائي و عین این کلمه مشدد است نزد ابن عامر وابن كثير.
517 - كما دار واقصر مع مضعّفة وقل ... عسيتم بكسر السّين حيث أتى انجلا
هر کجا به هر صیغه بیاید و قصر کن نزد کسی که مشدد بخواند و بگو... عسیتم به کسر سین هر کجا که باشد برای نافع.
518 - دفاع بها والحجّ فتح وساكن ... وقصر خصوصا غرفة ضمّ ذو ولا
دفع در این سوره و در حج فتح کن دال را و ساکن است فاء.... و به قصر است به غیر از نافع و غرفة را ضم کن برای الشامي و کوفیون.
519 - ولا بيع نوّنه ولا خلّة ولا ... شفاعة وارفعهنّ ذا أسوة تلا
ولابیع را تنوین ده و لا خلة را و لا... سفاعة را و آنان را رفع کن برای صاحب اسوه( نافع وابن عامر وكوفيون)
520 - ولا لغو لا تأثيم لا بيع مع ولا ... خلال بإبراهيم والطّور وصّلا
و همینطور ولالغو و لاتاثیم و لابیع همراه ولا.. خلال در ابراهیم و طور.
521 - ومدّ أنا في الوصل مع ضمّ همزة ... وفتح أتى والخلف في الكسر بجّلا
مد ده انا را در هنگام وصل اگر همزه مضموم بیاید... و یاء همزه مفتوح برای نافع و خلاف در وقت آمدنش قبل همزه مکسور تعظیم شده است. یعنی خلاف مذکور است.
522 - وننشزها ذاك وبالرّاء غيرهم ... وصل يتسنّه دون هاء شمردلا
ننشزها خوانده اند اینان ابن عامر وكوفيون و به راء خوانده اند غیر آنها... در هنگام وصل یتسنه را بدون هاء خوانده اند خفیف و کریم(حمزة والكسائي).
523 - وبالوصل قال اعلم مع الجزم شافع ... فصرهنّ ضمّ الصّاد بالكسر فصّلا
به همزه وصلیه قال اعلم همراه جزمش حمزة والكسائي خوانده اند.... فصرهن به ضم صاد را به کسر خواند حمزه.
524 - وجزءا وجزء ضمّ الاسكان صف وحي ... ثما أكلها ذكرا وفي الغير ذو حلا
جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً و مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً زای ساکن را به ضم خوانده است شعبه..... اکُلها را به ضم کاف ساکن خوانده اند ابن عامر وكوفيون (در حالت مضاف به ضمیر تانیث بودن) و در غیر این مورد الكوفيون وابن عامر وأبو عمرو نیز به همین صورت خوانده اند.
525 - وفي ربوة في المؤمنين وهاهنا ... على فتح ضمّ الرّاء نبّهت كفّلا
و در ربوة سوره مومنون و در این سوره .... به فتح راء مضموم آگاه ساختند و کفالت کردند (عاصم وابن عامر) یعنی به ضم خوانده میشود نزد دیگران.
526 - وفي الوصل للبزّيّ شدّد تيمّموا ... وتاء توفّي في النّسا عنه مجملا
و در وصل تاء تیمموا را مشدد بخوان برای بزی.... و تاء توفی را نیز در نساء از وی به زیبائی بخوان.
527 - وفي آل عمران له لا تفرّقوا ... والانعام فيها فتّفرّق مثّلا
و در آل عمران تاء لاتفرفوا را از وی .... و در انعام فتفرق را مثال زده شده است.
528 - وعند العقود التّاء في لا تعاونوا ... ويروي ثلاثا في تلقّف مثّلا
و در سوره مائده تاء لاتعاونوا .... و سه موضع تاء تلقف را مثال آورده شده است.
529 - تنزّل عنه أربع وتناصرو ... ن نارا تلظّى إذ تلقّون ثقّلا
تنزل به چهار موضع از وی و تناصرو...ن و نارا تلظی و اذتلقون مشدد خوانده شده است.
530 - تكلّم مع حرفي تولّوا بهودها ... وفي نورها والامتحان وبعد لا
و همینطور تکلم و تولوا در هود... و در نور و امتحان تولوا که بعد از لا باشد را مشدد خوانده است.
531 - في الانفال أيضا ثمّ فيها تنازعوا ... تبرّجن في الأحزاب مع أن تبدّلا
و در انفال نیز چنین و در آن تنازعوا را... و تبرجن در احزاب بهمراه ان تبدلا را مشدد خوانده است.
532 - وفي التّوبة الغرّاء قل هل تربّصو ... ن عنه وجمع السّاكنين هنا انجلى
و در توبه در قل هل تربصو..ن از وی (بزی) و در این موضع بین دو ساکن در غیر حدش جمع شدنش آشکار است.
533 - تميّز يروى ثمّ حرف تخيّرو ... ن عنه تلهّى قبله الهاء وصّلا
و تمیز نیز از وی مروی است و بعدش تخیرو...ن و عنه تلهی که قبلش هاء است را وصل کرده است پس مشدد شدن تاء حاصل شده است.
534 - وفي الحجرات التّاء في لتعارفوا ... وبعد ولا حرفان من قبله جلا
و در حجرات تاء لتعارفوا ... و بعد از آن در دو کلمه بعد از لا قبل از لتعارفوا (یعنی این دو کلمه وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ وَلا تَجَسَّسُوا)را مشدد خواندن آشکار گشت.
535 - وكنتم تمنّون الّذي مع تفكّهو ... ن عنه على وجهين فافهم محصّلا
و در کنتم تمنون و تفکهو...ن از وی به دو جه آمده است پس یاد بگیر در حالیکه حاصل کننده ای.
536 - نعمّا معا في النّون فتح كما شفا ... وإخفاء كسر العين صيغ به حلا
نعما در این سوره و بهمراه سوره نساء را به فتح نون خوانده اند قرأ ابن عامر وحمزة والكسائي.... و اخفاء کسر عین خوانده اند شعبة، وقالون، وأبو عمرو.
537 - ويا ونكفّر عن كرام وجزمه ... أتى شافيا والغير بالرّفع وكّلا
حفص وابن عامر: وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ را به یاء خوانده اند و به جزم راء.... خوانده اند نافع وحمزة والكسائي و دیگران به رفعش خوانده اند.
538 - ويحسب كسر السّين مستقبلا سما ... رضاه ولم يلزم قياسا مؤصّلا
یحسب مضارع را به کسر سین خوانده اند نافع، وابن كثير وأبو عمرو والكسائي..... و در این مورد قیاس اصل را لازم نگرفته است.
539 - وقل فأذنوا بالمدّ واكسر فتى صفا ... وميسرة بالضّمّ في السّين أصّلا
فآذنوا بحرب را به مد و کسر ذال خوانده اند حمزة وشعبة ...و میسره را به ضم سین خوانده است نافع.
540 - وتصّدّقوا خفّ نما ترجعون قل ... بضمّ وفتح عن سوى ولد العلا
و تصدقوا خیرا را به تخفیف خوانده است عاصم ترجعون را بگو ... به ضم تاء و فتح جیم است نزد همه ی قراء به غیر از ابوعمرو(ابن العلا)
541 - وفي أن تضلّ الكسر فاز وخفّفوا ... فتذكر حقّا وارفع الرّا فتعدلا
و در ان تضل حمزه به کسره همزه خوانده است و تخفیف کرده اند... ابن كثير وأبو عمرو، یادت باشدو راءش را رفع کن تا معتدل گردد(برای حمزه)
542 - تجارة انصب رفعه في النّسا ثوى ... وحاضرة معها هنا عاصم تلا
تجارة را در ان تکون تجارة منصوب بخوان مرفوعش را در نساء نزد کوفیون... و حاضرة به همراه تجارة را در این سوره عاصم منصوب تلاوت کرده است.
543 - وحقّ رهان ضمّ كسر وفتحة ... وقصر ويغفر مع يعذّب سما العلا
و ابن كثير وأبو عمرو کلمه رهان را که راءش مکسور است به ضم خوانده اند و هاءش را نیز به ضم ... و قصر (حذف الف) خوانده است. و یغفر را به همراه یعذب نافع، وابن كثير، وأبو عمرو، وحمزة والكسائي
544 - شذا الجزم والتّوحيد في وكتابه ... شريف وفي التّحريم جمع حمى علا
به جزم خوانده اند و کتبه و رسله را مفرد خوانده اند... حمزة والكسائي و در سوره تحریم کتبه را به صیغه ی جمع خوانده اند أبو عمرو وحفص.
545 - وبيتي وعهدي فاذكروني مضافها ... وربّي وبي منّي وإنّي معا حلا
در این سوره هشت یاء اضافه میباشد که از این قرار است: وبيتي وعهدي فاذكروني ... وربّي وبي منّي وإنّي.

تفسیر