ترجمه فارسی شاطبیه
1099 - وقل لابثين القصر فاش وقل ولا ... كذابا بتخفيف الكسائيّ أقبلا
و بگو که لابثین را به قصر خوانده است حمزه. و بگو که ولا.. کذابا به تخفیف ذال خوانده است کسائی.
1100 - وفي رفع با ربّ السّماوات خفضه ... ذلول وفي الرّحمن ناميه كمّلا
و رفع باء رب السموات را جر خوانده اند ابن عامر و ....کوفیون. و الرحمن را به جر خوانده اند عاصم و ابن عامر.
1101 - وناخرة بالمدّ صحبتهم وفي ... تزكّي تصدّي الثّان حرميّ اثقلا
نخره را ناخره له مد خوانده اند شعبة وحمزة والكسائي. در .. تزکی و تصدی حرف دومشان را مشدد خوانده اند نافعا وابن كثير.
1102 - فتنفعه في رفعه نصب عاصم ... وأنّا صببنا فتحه ثبته تلا
فتنفعه را بجای رفعش منصوب خوانده است عاصم... و أنا صببنا را به فتح همزه تلاوت کرده اند کوفیون.
1103 - وخفّف حقّ سجّرت ثقل نشّرت ... شريعة حقّ سعّرت عن أولي ملا
ابن کثیر و ابوعمرو مخفف خوانده اد سجرت را و نشرت را مشدد خوانده اند... ابن كثير وأبو عمرو وحمزة والكسائي.سعرت را مشدد خوانده اند حفص ونافع وابن ذكوان.
1104 - وظا بضنين حقّ راو وخفّ في ... فعدّلك الكوفي وحقّك يوم لا
بضنین را بظنین خوانده اند ابن كثير وأبو عمرو والكسائي. مخفف خوانده اند... فعدلک را کوفیون. ابن كثير وأبو عمرو یوم را مرفوع خوانده اند.
1105 - وفي فاكهين اقصر علا وختامه ... بفتح وقدّم مدّه راشدا ولا
فاکهین را به قصر خوانده است حفص (فکهین). ختامه.. را به فتح خاء خوانده است کسائی و الف را بر تاء تقدیم کرده است یعنی کسائی خاتمه خوانده است.
1106 - يصلّى ثقيلا ضمّ عمّ رضا دنا ... وبا تركبنّ اضمم حيا عمّ نهّلا
وَيَصْلى سَعِيراً را به لام مشدد و ضم یاء خوانده اند نافع وابن عامر والكسائي وابن كثير... باء ترکبن را ضم کن برای أبو عمرو ونافع وابن عامر وعاصم.
1107 - ومحفوظ اخفض رفعه خصّ وهو في ال ... مجيد شفا والخفّ قدّر رتّلا
محفوظ را به جر بجای رفعش بخوان برای همه ی قراء به غیر از نافع. جر بجای رفع در ال...مجید خوانده اند حمزة والكسائي و قدر را مخفف خوانده است کسائی.
1108 - وبل يؤثرون حز وتصلى يضمّ حز ... صفا تسمع التّذكير حقّ وذو جلا
وبل تؤثرون را یؤثرون به یاء خوانده است ابوعمرو.و تصلی را به ضم تاء خوانده اند ابوعمرو و شعبه.... لا تسمع را به یاء مذکر خوانده اند ابن کثیر و ابوعمرو.
1109 - وضمّ أولوا حقّ ولاغية لهم ... مصيطر اشمم ضاع والخلف قلّلا
و آنان و نافع حرف اول تسمع را به ضم خوانده اند. و لاغیة را نیز به رفع خوانده اند....مصیطر را به اشمام بخوان برای خلف و از خلاد با خلاف چنین روایت شده است.
1110 - وبالسّين لذ والوتر بالكسر شائع ... فقدّر يروي اليحصبيّ مثقّلا
و به سین خوانده است هشام. الوتر را به کسر واو خوانده اند حمزه و کسائی... فقدر علیه رزقه را یحصبی به تشدید دال روایت کرده است.
1111 - وأربع غيب بعد بل لا حصولها ... يحضّون فتح الضّمّ بالمدّ ثمّلا
چهار فعل بعد بل (تُكْرِمُونَ، تَحَاضُّونَ، وَتَأْكُلُونَ، وَتُحِبُّونَ) رل ابوعمرو به یاء غیبت خوانده است.... یحضون را به فتح حاء بجای ضمش و به الف بعد حاء خوانده اند کوفیون.
1112 - يعذّب فافتحه ويوثق راويا ... وياءان في ربّي وفكّ ارفعن ولا
یعذب را به فتح ذال بخوان و یوثق را به فتح ثاء برای کسائی... و یاء اضافه ی این سوره دو یاء ربی است. فَكُّ رَقَبَةٍ را به رفع فک بخوان برای عاصم ونافع وابن عامر وحمزة
1113 - وبعد اخفضن واكسر ومدّ منوّنا ... مع الرّفع إطعام ندى عمّ فانهلا
و کلمه ی بعدش را جر کن. و کسر کن همزه را و مد ده (به الف بخوان) و تنوین ده... و رفع کن اطعام را برای عاصم ونافع وابن عامر وحمزة.
1114 - ومؤصدة فاهمز معا عن فتى حمى ... ولا عمّ في والشّمس بالفاء وانجلا
مؤصده را به همزه بخوان در هر دو موضع برای حفص و حمزه و ابوعمرو...... و لا یخاف عقباها را فلا یخاف به فاء بخوان برای نافع و ابن عامر.