ترجمه فارسی شاطبیه
1134 - وهاك موازين الحروف وما حكى ... جهابذة النّقّاد فيها محصّلا
یاد بگیر میزان حروف را و آنچه که حکایت کرده اند... حاذقان نقاد(کسانیکه سره را از ناسره جدا میکنند) تا بدینوسیله نتیجه اقوالشان را یکجا حاصل کرده باشی.
1135 - ولا ريبة في عينهنّ ولا ربا ... وعند صليل الزّيف يصدق الابتلا
هیچ شکی نیست که هر کدام از حروف را بدون زیادت...هنگام اداء و بدون کاستی صدق میکند در وقت امتحان یعنی در وقت امتحان است که مشخص میشود که ماهر بدون کاستی و زیادت هر حرفی را از مخرج اداء میکند
1136 - ولا بدّ في تعيينهنّ من الأولى ... عنوا بالمعاني عاملين وقوّلا
برای تعیین مخارج حروف لازم است از کسانی... که به معانی حروف عامل هستند و بدان گفته اند عمل شود. یعنی مخارج حروف باید از متقدمین این فن اخذ شوند.
1137 - فأبدأ منها بالمخارج مردفا ... لهنّ بمشهور الصّفات مفصّلا
پس شروع میکنم به بیان مخارج به ترتیب.. از صفات مشهور هر حرف و به تفصیل بیان خواهم نمود.
1138 - ثلاث بأقصى الحلق واثنان وسطه ... وحرفان منها أوّل الحلق جمّلا
سه حرف در اقصی الحلق(نزدیک سینه) قرار دارد (همزة وهاء وألف)و دو حرف در وسط حلق(عين وحاء).. و دو حرف (غین و خاء)از آنها در اول حلق آراسته شده اند.
1139 – وحرف له أقصى اللّسان وفوقه ... من الحنك احفظه وحرف بأسفلا
یک حرف (قاف)از اقصای زبان است و بالای زبان.. یعنی حنک(کام) یاد دار این را و یک حرف (کاف)پائینتر از آن.
1140 - ووسطهما منه ثلاث وحافة ال ... لسان فأقصاها لحرف تطوّلا
و از میانه ی زبان و کام سه حرف (جیم و شین و یاء). و از کناره ی زب..ان و اقصای آن برای یک حرف (ضاد) طول داده شده است.
1141 - إلى ما يلى الأضراس وهو لديهما ... يعزّ وباليمنى يكون مقلّلا
به طرف نزدیک دندان ضرس(آسیا) و از با استفاده از دو طرف زبان.. بسیار کم است و از طرف راست اداء کردنش نیز کم میباشد. پس از طرف چپ اداء کرده شود.
1142 - وحرف بأدناها إلى منتهاه قد ... يلي الحنك الأعلى ودونه ذو ولا
و یک حرف (لام) از نزدیکترین کناره ی زبان تا به انتهایش و به نزدیک... کام بالا میرسد و قبل این حرف نیز یک حرف دیگر (نون) اداء میشود.
1143 - وحرف يدانيه إلى الظّهر مدخل ... وكم حاذق مع سيبويه به اجتلى
و حرفی (راء) نیز نزدیک مخرج نون و پشت زبان اداء میشود... چه بسیار ماهرانی که همراه سیبویه چنین اداء کرده اند.
1144 - ومن طرف هنّ الثّلاث لقطرب ... ويحيى مع الجرميّ معناه قوّلا
و از طرف زبان این سه حرف اداء میشوند برای قطرب یعنی مخرج این سه حرف یکی است... و یحیی و جرمی نیز همین را گفته اند.
1145 - ومنه ومن عليا الثّنايا ثلاثة ... ومنه ومن أطرافها مثلها انجلا
از طرف (کناره) زبان و از ثنایای علیا سه حرف(طاء ودال و تاء) اداء شوند.... و از کناره زبان و اطراف ثنایا مانند آن حروف یعنی سه حرف(ظاء وذال و ثاء) آشکار میشوند.
1146 - ومنه ومن بين الثّنايا ثلاثة ... وحرف من اطراف الثّنايا هي العلا
از کناره ی زبان و از بین ثنایا سه حرف (صاد و سین و زاء) اداء میشوند ... و یک حرف (فاء)از اطراف ثنایای علیا اداء شود.
1147 - ومن باطن السّفلى من الشّفتين قل ... وللشّفتين اجعل ثلاثا لتعدلا
همراه باطن لب پائین از دو لب . بگو... برای دو لب سه حرف(واو و باء و ميم) قرار ده تا تعادل حاصل شود.
1148 - وفي أوّل من كلم بيتين جمعها ... سوى أربع فيهنّ كلمة أوّلا
حرف اول هر کلمه در دو بیت بعدی حروف مذکور را جمع نموده اند.. به غیر از چهار حرف کلمه اول که همه ی حروفش منظور است.
1149 - (أَهَاعَ) (حَـ)ـشَا (غَـ)ـاوٍ (خَـ)ـلاَ (قَـ)ـارِئٍ (كَـ)ـمَا (جَـ)ـرَى (شَـ)ـرْطُ (يُـ)ـسْرَى (ضَـ)ـارِعٍ (لَـ)ـلاحَ (نَـ)ـوْفَلاَ
1150 - رَ)عى (طُ)هْرَ (دِ)ينٍ (تَـ)ـمَّهُ (ظِـ)ـلُّ (ذِ)ي (ثَـ)ـناَ (صَـ)ـفَا (سَـ)ـجْلُ (زُ)هْدٍ (فِـ)ـى (وُ)جُوهِ (بَـ)ـنِى (مَـ)ـلاَ
1151 - وغنّة تنوين ونون وميم ان ... سكنّ ولا إظهار في الأنف يجتلى.
و مخرج غنه ی تنوین و نون و میم اگر... ساکن باشند و اظهار نشده باشند در بینی آشکار میشود.
1152 - وجهر ورخو وانفتاح صفاتها ... ومستفل فاجمع بالاضداد أشملا
جهر و رخو و انفتاح صفات حروف هستند.. مستفل پس با اضداد این صفات میتوانی همه ی حروف را شامل شوی.
1153 - فمهموسها عشر (حثت كشف شخصه) ... (أجدّت كقطب) للشّديدة مثّلا
حروف مهموسه ده است (حثت كشف شخصه)... و (أجدّت كقطب) حروف شدیده اش هست.
1154 - وما بين رخو الشّديدة (عمر نل) ... و (واي) حروف المدّ والرّخو كمّلا
ما بین رخوه و شدیده (عمر نل) ... و (واي) حروف مد هستند و با این سه حرف حروف رخوه کامل گشتند.
1155 - و (قظ خصّ ضغط) سبع علو ومطبق ... هو الضّاد والطّا أعجما وإن اهملا
(قظ خصّ ضغط) هفت حرف حروف استعلاء هستند و مطبقشان... ضاد و ظاء با نقطه و همچنین اگر بدون نقطه باشند (صاد و طاء)
1156 - وصاد وسين مهملان وزاؤها ... صفير وشين بالتّفشّي تعمّلا
صاد و سین بی نقطه و زاء بی نقطه... صفیر هستند و شین تفشی آنها است.
1157 - ومنحرف لام وراء وكرّرت ... كما المستطيل الضّاد ليس بأغفلا
صفت لام و راء انحراف است. و تکریر صفت دیگر راء است... همچنانکه استطاله صفت دیگر ضاد است پس غافل مباش.
1158 - كما الألف الهاوي و (آوي) لعلّة ... وفي (قطب جدّ) خمس قلقلة علا
همچنانکه هاوی صفت الف است. (آوي) را حروف علت خوانند.. (قطب جدّ) پنج حرف قلقله هستند.
1159 - وأعرفهنّ القاف كلّ يعدّها ... فهذا مع التّوفيق كاف محصّلا
معروفترین این صفت قاف است که همه آنرا شمرده اند... و این گفته ام درباره مخارج و صفات اگر الله توفیق دهد برای طالب شناخت حاصل شده است.
فهذا مع التّوفيق كاف محصّلا. این جمله را میتوان چنین معنی کرد که این حروف قلقله همراه با کاف اگر توفیق دهی کاملا حاصل میشود یعنی اگر کاف را هم اضافه کنی کل حروف قلقله حاصل میشود تکمیل میگردد.