ترجمه فارسی شاطبیه
بَسْمِلْ بَيْنَ السُّورَتَيْنِ بِسُنَّةٍ ... رِجَالٌ نَمَوْهَا دِرْيَةً وَتَحَمُّلَا
بین دو سوره «بسم الله» بگو، به طریقهی... مردانی که رشد دادند معرفت را و نقل کردند از دیگران. (اشاره به قراء سبعه)
وَوَصْلُكَ بَيْنَ السُّورَتَيْنِ فَصَاحَةٌ ... وَصِلْ وَاسْكُتَنْ كُلٌّ جَلَايَاهُ حَصَّلَا
و نگفتن «بسم الله» بین دو سوره و وصل آخر سوره به اول سورهی بعدی نیز از فصاحت وصل است (باعث آشکار شدن اعراب آخر سوره میشود). (ف) رمز حمزه است و یا اسکان کن در هر جایی که امر ساکن کردنش آشکار باشد. (رموز الکاف، والجیم، والحاء: ابن عامر، ورش، أبو عمرو. یعنی مخیر هستی از قرائات این قراء پیروی کنید در سکت و وصل بین دو سوره.)
وَلَا نَصَّ كُلًّا حَبَّ وَجْهٌ ذَكَرْتُهُ ... وَفِيهَا خِلَافٌ جَيِّدُهُ وَاضِحُ الطُّلَا
و هیچ نصی از ابن عامر و ورش و ابی عمرو در مورد آنچه ذکر کردم نیامده است (مخیر بودن را اهل اداء از آنان شمردهاند)... و خلاف در مورد ادای «بسم الله» در بین این قراء به مانند گردن کشیده واضح است.
وَسَكْتُهُمُ الْمُخْتَارُ دُونَ تَنَفُّسٍ ... وَبَعْضُهُمْ فِي الْأَرْبَعِ الزُّهْرِ بَسْمَلَا
سکت بین دو سوره بدون نفس گرفتن مختار (آنان) است... و بعضی از آنها فصل را اختیار کردهاند در چهار موضع.
لَهُمْ دُونَ نَصٍّ وَهُوَ فِيهِنَّ سَاكِتٌ ... لِحَمْزَةَ فَافْهَمْهُ وَلَيْسَ مُخَذِّلَا
از آنان (ورش و أبو عمرو و ابن عامر) نصی در این مورد نیست و در این چهار موضع ساکت است (فصل یا وصل نگفته است) یعنی حمزه پس فهم کن و این مذهب ضعیف نیست.
وَمَهْمَا تَصِلْهَا أَوْ بَدَأْتَ بَرَاءَةً ... لِتَنْزِيلِهَا بِالسَّيْفِ لَسْتَ مُبَسْمِلَا
هرگاه سوره برائت را به وصل بخوانی یا به ابتداء.... بخاطر نزول سوره که اعلان شمشیر کشیدن است تو «بسم الله» گوینده نیستی.
وَلَا بُدَّ مِنْهَا فِي ابْتِدَائِكَ سُورَةً ... سِوَاهَا وَفِي الْأَجْزَاءِ خُيِّرَ مَنْ تَلَا
و در سورههایی غیر از این (برائت) در ابتدای آنان باید «بسم الله» بگویی... و در میان سوره مختار است هر کس بخواند. یعنی در غیر از ابتدای سورهها قاری مخیر است که «بسم الله» بگوید یا نگوید.
وَمَهْمَا تَصِلْهَا مَعَ أَوَاخِرِ سُورَةٍ ... فَلَا تَقِفَنَّ الدَّهْرَ فِيهَا فَتُثْقِلَا
هرگاه «بسم الله» را به آخر سورهای وصل کنی... پس حق وقف نداری پس وقف ممتنع است.